پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

پارسا زیر ذره بین مامان

سفر به رشت

معمولا آخر هر هفته چون بابا کلاس نداره میریم یکی از شهرهای شمالی . این دفعه بابا تصمیم گرفت بریم رشت. با حرکت ما بارون شروع به باریدن گرفت. رامسر نتونستیم توقف کنیم و از عروس شهرهای ایران لذت ببریم . رفتیم رشت . خیلی شلوغ بود و پر ترافیک. تصمیم گرفتیم بریم انزلی خونه عمو حجت  و از اون طرف یه سری به آستارا بزنیم. خلاصه رفتیم انزلی.عمو حجت 2 تا پسر مهربون به اسم آریا و پارسا داشت. خیلی بهمون خوش گذشت و حسابی کیف کردیم.جای همه دوستان خالی ...
16 آذر 1392

زیارت شاه عبدالعظیم

فاطمه جون مامانش معلمه.مدرسه اش  منتقل شده شهر ری به خاط همین خونه فاطمه جون نزریک مدرسه مامانش تو شهر ری هست. به خاطر همین بعدازظهر همه با هم رفتیم به زیارت حرم شاه عبدالعظیم( یا امام رضای پارسا) پارسا هر مناره ،گنبد و یا مسجدی که میبینه میگه : بابا امام رضا  . بریم دعا کنیم ...
28 مهر 1392

پارسا و باغ ارم شیراز(خاطرات مامان و پارسا)

بعدازظهر 30/12/91 خونه مامان جون دلمون گرفت . متین هم نبود. پا شدیم با پارسا جون رفتیم باغ ارم و حسابی خوش گذشت. وقتی رسیدیم جلوی در ورودی باغ ساعت 5:30 بود و ساعت 6 هم باغ تعطیل می شد. به مسئولشون گفتم میشه فقط چند تا عکس بگیریم آخه ما از بندرعباس اومدیم. آقا دلشون سوخت و ما رو راه داد اما یهو چند تا دختر پشت سرمون اومدند داخل باغ و به مسئولش گفتند ماهم خاله های این آقا پسر هستیم ما رو هم راه بدید تورو خدا ...... خلاصه اینجوری بود که من و پارسا تونستیم با کمک اون 7 خاله عکس دو نفری هم بگیریم... ...
21 مهر 1392