دلنوشته مامان
سلام بالاخره وبلاگ پسرم داره به روز میشه چون کم کم دارم به روز دفاع نزدیک میشم و وقتام داره اضافه میشه. البته نمیدونم با این همه عکسی که پارسا جونم داره چطوری مدیریت کنم و به ترتیب آپلودشون کنم ...
پارسا در دبستان خاله روژینا زمستان 91(سورپرایزش کرد!!!!)
پارسا و دوست مهربونش کیان شیراز زمستان 91
پارسا و الی و کیان(الی اینجا فرشته نجات ما شده الهی خیر ببینی الی)
پارسا و نیوشا
نیوشا نوه دایی بابای پارساست که بیچاره همش از دست پارسا کتک میخورد.پارسا هم دست بزن نداره ولی نمیدونم چرا....... ...
شیرین زبونی پارسا
امروز خیلی عصبانی بودم.یه خورده سر کار سرم شلوغ شده بود. وقتی برگشتم یه خورده عصبی بودم. پارسا: مامان آب میخام مامانی: بفرمایید پارسا: مامان بستنی مامان: الان وقته ناهاره باید باهم ناهار بخوریم باشه پسرم پارسا: نه نه ................. عصبی شدم.سر پسرم یه کوشولو داد زدم.... پارسا: سلام مامان خوبی پارسا: سلام سلام سلام مامان خوبی حالا هر وقت من عصبانی میشم پارسا میگه سلام مامان خوبی!!!!!!!!!! ...
پارسا و باغ ارم شیراز
پارسا و باغ ارم شیراز
سلام بابا جون خوبی. من و پارسا دلمون واست یه عالمه تنگ شده . ...









